بالاخره علیرغم مشکلات و مرارت ها موفق شدم تا حدودی به کار احداث مزرعه کوچکم سر و سامان بدم که فعلا شامل یک اتاق کارگری و یک چادر .. چند نهال درختان میوه .. یک دامداری کوچک سنتی با چند گوساله و یک سگ نگهبان است...
کاری که اوقات روزانه ام رو به خوبی پر کرده و بعلاوه لذت کار و تلاش و سازندگی رو بعد از سالها دوباره تجربه میکنم. همینطور از ساعتها زندگی در هوای پاک و طبیعت بکر و زیبای اون منطقه لذت میبرم. تا جاییکه شاید موضوع کشاورزی یا دامپروری رو در آینده به عنوان یک شغل دنبال کنم...
این اولین تجربه نسبتا جدی من در مورد درختکاری و همینطور نگهداری و ارتباط با حیواناتی مثل گاو و سگ هست ...
اواخر پاییز به کمک یک باغبان حدود 50 – 60 نهال در قسمتی از زمین کاشتم. و امروز خوشبختانه بیشتر اونها زنده و شاداب شده اند و از آبیاری و تماشای برگ های سبز و کوچک اونها لذت می برم...






